مجله

برای آینده خود چه شغلی را در نظر گرفته اید دلایل شما برای انتخاب این شغل چیست

.

⭐️شغل طلایی⭐️【 چه شغلی انتخاب کنم ؟】

مطالب این مقاله: چه شغلی انتخاب کنم ؟ + انتخاب شغل + شغل خوب + شغل مناسب من چیست + چه شغلی مناسب من است+ انتخاب شغل مناسب+ شغل مناسب افراد مختلف

⭐️شغل طلایی⭐️【 چه شغلی انتخاب کنم ؟】

به زبان ساده انتخاب مناسب ترین شغل برای شما طبق بازار کار ایران و داشته های شما

این سوال یکی از کاربران ماست:

سهیل مرادی : دنبال یه شغل خوب هستم و برای انتخاب شغل تمام روش های معرفی شده در کتاب ها و تست های انتخاب شغل و شخصیت شناسی ر امتحان کردم ولی کار های پیشنهاد شده اصلا بدرد من نمی خوره. فکر کنم همه اینا الکیه

جواب ما : مشکل اصلی شما استفاده از ابزار نامناسب برای انتخاب شغل هستش. چرا؟ چون :

ما با اطمینان جامع ترین و کامل ترین راهنمای انتخاب شغل را مناسب بازار ایران آماده کرده ایم.در این راهنما ما به سراغ شغل طلایی شما می رویم. شغل طلایی مناسب ترین شغل برای شما بر اساس داشته هایتان است.شما با پیدا کردن شغل طلایی خود شانس موفقیت خود را تا حد زیادی افزایش خواهید داد. و اما چرا؟

چون مناسب ترین شغلی است که توانیی های شما در آن به کار گرفته می شود.

در ادامه ویدئو معرفی این دوره را برای کسب اطلاعات بیشتر قرار میدهیم.

اصول انتخاب شغل ایده ال بررسی تمام پارامترهای تاثیر گذار در انتخاب یک شغل مناسب به صورت اختصاصی است.

این سوال یکی از کاربران ماست:

مینا طهماسبی:در انتخاب شغل درست باید دنبال استعداد باشیم یا علاقه یا شخصیت یا درآمد؟ آخه بعضی ها استعداد رو میگن مهمه بعضی ها چیزهای دیگه . من واقعا نمیدونم چه شغلی مناسب من هستش . میشه بفرمایید قدم به قدم برای انتخاب شغل باید چی کار کنم؟

جواب ما : دلیل اصلی این مشکل متمرکز نبود این منابع رو انتخاب شغل هستش و معمولا بسته به نیاز به یک مورد تاثیرگذار اشاره میشه که معمولا چون ترجمه متن های خارجی هم آکادمیک هستش و هم همبستگی و یکپارچگی مناسب برای رسیدن به یک انتخاب مناسب رو نداره

با توجه به اینکه تحقیق درباره انتخاب شغل و انتخاب کسب و کار این دید را به ما داده که تنها بررسی یک مورد خاص برای رسیدن به بهترین شغل کافی نیست از معرفی چند گزینه صرف نظر می کنم.

اما برای درک بهتر شما لیست فصل های دوره انتخاب شغل طلایی را در زیر قرار میدهیم .دلیل این کار هم این است که هر فصل کارگاه انتخاب شغل طلایی به یک اصل مهم درباره انتخاب شغل مناسب و انتخاب کسب و کار ایده آل اشاره دارد.

مقدمه :مسیر دو نفره

جلسه اول : راز بزرگ انتخاب شغل

جلسه دوم :عینک آفتابی رو به آینده

جلسه سوم : بلوغ شغلی

جلسه چهارم : جادوی شغل طلایی

جلسه پنجم : راهنمای منطقه طلایی زندگی

جلسه ششم: دستمال قدرت چهار گره

جلسه هفتم : چتر شخصیت

جلسه هشتم : اهرم استعداد

جلسه نهم : مهارت شغلی

جلسه دهم : توهم دانش

جلسه یازدهم : عشق ناب

جلسه دوازدهم : قانون جنگل

جلسه سیزدهم :درخواست سفارشی

جلسه چهاردهم : رمزگشایی

جلسه پانزدهم : فیلتر تصفیه بازار

جلسه شانزدهم :ضربه نهایی

همه‌ی ما در یک برهه زمانی درگیر انتخاب شغل و  این مسئله خواهیم بود که شغل مناسب من چیست؟ پس به نظرم لازمه که یه مقدار بیشتر درباره انتخاب شغل ایده آل صحبت کنیم. سلام من سعید دین محمدی هستم از مجموعه آکادمی مشاغل, مجموعه ما به افراد کمک می کنه تا شغل طلایی خودشون رو انتخاب کنند و اون شغل رو راه اندازی کنند.

پس اگه هنوز نمی دونی چه شغلی مناسبت هست که خیلی خوش شانسی چون همین الان به بهترین راهنمایی انتخاب شغل دسترسی پیدا کردی پس حتما تا انتها با من همراه باش. و اگه نه می دونی چه شغلی رو دوست داری و شغل مناسبت رو می شناسی می تونی از این قسمت به لیست مشاغل و راهنماهای راه اندازی تک تک این مشاغل دست پیدا گنی. خب بریم سراغ بزرگترین تصمیم زندگی….

هوشنگ یاری :

آقای دین محمدی نگاه من رو به انتخاب شغل کامل تغییر داد , امروز با هدف تو مسیر شغلیم  در حال پیشرفت هستم و این رو مدیون کمک های ایشون هستم

زهرا محمدی :

همیشه پیش خودم می گفتم کاش یه بزرگتر داشتم تا مسیر درست رو بهم نشون بده , آقای دین محمدی برادرانه این لطف رو برای من و زندگیم کرد.

نگین راستی :

دوره پرباری داشتیم و کاملا از اون راضی هستم , اگه بخوام یه نکته خیلی خوب از اون بگم واقعی بودنش هست اینکه اون چیزی که واقغا تو بازار با اون مواجه هستیم رو بهمون نشون داد تا درست انتخاب کنیم.

اگه شما هم دارید به این فکر می کنید که چه شغلی انتخاب کنم و  الان به این مقاله رسیدید پس هم من در مسیر درستش هستم و هم شما تو این مقاله به تمام بخش های انتخاب شغل مناسب و تاثیرات اون تو زندگی تک تکمون یه سرکی بکشم.

از میزان درآمدمون تا نوع روابطمون که به واسطه انتخاب شغل خوب و یا بد تغییر می کنه تا تاثیرات شغل ایده ال در زندگی و اوقات فراغتمون و نوع تفریحاتمون و…. و از طرفی به سمت آسیب های انتخاب اشتباه شغل مثل در جا زدن در مسیر شغلی تا حتی مشکلات شخصی انتخاب شغل اشتباه مثل بیکاری و طلاق و … هم ورود می کنم.

پس از دنبال شغل مناسب خود هستید حتما و صد در صد اصلا با تاکید میگم هزار درصد این مقاله رو تا انتها دنبال کن شاید از دسته افراد مشتاق مطالعه زیاد نباشی ولی بدون این مقاله به قدری برای آیندت مهمه که به نظرم حتی به زور هم شده تا انتها ادامش بده ولی در هر صورت نمی تونی یا فرصتش رو نداری یه مقدار پایین تر  می تونی  ویدئو و ویس و pdf این مقاله رو هم دانلود کنی و گوش بدی و از همه بهتر تو انتهای این مقاله یه فرصت رو بهت معرفی می کنم که تا این مقاله رو نخونی درکش نمی کنی. پس بزن بریم تا تغییر رو تو زندگیمون شروع کنیم.

اینکه مشاغل و کسب‌وکارهای بسیار مختلفی‌ در  بازار کار وجود دارد هم نکته خوب و هم نقطه‌ای برای انتخاب یک شغل مناسب است خوب از این نظر که انتخاب شغلی زیادی را پیش روی خودتان دارید و بد اینکه این انتخاب‌های زیاد شغل  کار شما را در انتخاب شغل مناسب بسیار سخت خواهد کرد.

اینجاست که باید بهترین انتخاب شغلی را انجام دهید تا آینده روشنی را برای خود بسازید اماچطور؟ چطور یه شغل مناسب و ایده آل برای خودمون انتخاب کنیم؟ جواب هم خیلی ساده است و هم خیلی گیج کننده: با رفتن سراغ چیزهای که قبلا بودن و داشتیم ولی تا الان تو انبار وجود خودمون خاک می خوردن و ازشون سراغی هم نمی گرفتیم. گیج نشنین قدم به قدم میریم جلو

چون این مشکل مشترک خیلی از ماهاست.

من زمان زیادی از زندگیم رو صرف  آزمون و خطا در شغل های مختلف کردم و سال های طلایی زندگیم صرف مسیرهای نادرست شد.

امروز از جای که هستم کاملا راضی و خوشحال هستم اما می تونست خیلی متفاوت تر باشه

ما یک بار زندگی می کنیم و قرار نیست تمام مسائل رو خودمون تجربه کنیم اشتباهات و تجربه دیگران یه الگو خوب برای ماست تا بدونیم بهترین مسیر کدومه و تو مسیر درست بیشتر پیش بریم این دوره تجربه و هزاران نفر مثله منه

من با ساختن این دوره خواستم درست نگاه کردن رو یاد بدم ,  خواستم این رو بهت بگم که هر مسیر , مقصد متفاوتی برات میسازه پس در مسیر درست قدم بردار

دوست داری مسیر درست خودت رو پیدا کنی؟

بدون شک خیلی از شما تو طول زندگیتون همچین سوالاتی را از خودتان می‌پرسید:

شاید اگر این سؤال ها را از افرادی مثل مشاور انتخاب شغل یا مشاور انتخاب رشته دانشگاهی و یا هر مشاور شغلی  بپرسید همچنین جوابی به شما بدهند

و بعد اون برو دنبال شغل موردعلاقه خودت حتماً موفق میشی. ولی واقعا این بهترین راهشه؟ من میگم نه , چون این نوع نگاه به انتخاب شغل نگاه شرکتی و سازمانی هستش. ساده بخوام بگم این نگاهی هستش که با اون یک سری از  افراد الک میشن و یه سری نمیشن.

اگه هدفتون اینه خودتون بهترین شغل رو انتخاب کنید و نمی خواهید  سرنوشت رو به دست الگوهای نوشته شده بسپارین, راه حل اینه خودتون باید انجامش بدین.

وگرنه ممکنه تو اتوبان اولین بریدگی بشه مسیرتون نه بهترین بریدگی(دقت کرین چی شد؟) در هر صورت اینترنت پر هستش از نگاههای تک بعدی به انتخاب شغل که سعیم اینه مسیرم رو تا انتهای این مقاله از این نوع نگاه ها دور نگه دارم. اینم یه نمونه ازش که واقعاً موافقشم ولی شاید نه در وضعیت اقتصادی کنونی ایران

اگه این‌طوری که می‌شد وضعیت بیکاری در ایران که به این صورت نبود. این‌همه جوان بیکار , فارغ‌التحصیلان بیکار , دانشجو بیکار نداشتیم.

قبل از ادامه این مقاله لیستی از مقالات مهم در مورد انتخاب شغل مناسب که در جواب چه شغلی انتخاب کنم راهنمای شما خواهد بود را معرفی می کنم.

تعداد جمعیت بیکاران ۱۵ ساله و بیشتر کشور در تابستان ۹۹، دو میلیون و ۴۷۷ هزار و ۳۵۰ نفر گزارش‌شده که این تعداد در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته کاهشی یک میلیون و ۲۰۹ هزار و ۳۲۰ نفری را تجربه کرده است.

با این کاهش جمعیت بیکاران، نرخ بیکاری نیز از ۱۰.۵ درصد در تابستان ۹۸ به ۹.۵ درصد در تابستان ۹۹ کاهش یافته است. البته برای اونای که یه کم تعجب کردن از کاهش بیکاری و به آمار شک کردن باید بگم کلیت موضوع اینه که تو یه سری از آمارهای منتشره معمولا قسمت های مورد نیاز ارائه میشه دیگه تو این بخش هم آمار درست اعلام شده ولی چیزی که اعلام نشده دلیل این کاهش هستش.

اگه دنبال دلیل هستید باید بگم دلیل اصلی مربوط به کاهش تقاضای کار به دلایلی مثل کرونا و … هست که این موراد لحاظ ولی تو این آمار اعلام نشده, همین

بیشترین نرخ بیکاری در کشور در تابستان ۹۹ به استان‌های چهارمحال بختیاری با ۱۶.۳ درصد، خوزستان با ۱۵.۳ درصد و کرمانشاه با ۱۵.۲ درصد و کمترین میزان نرخ بیکاری برای استان‌های خراسان رضوی با ۵.۷ درصد، خراسان جنوبی با ۵.۸ درصد و ایلام با ۶.۲ است.

نرخ بیکاری پایتخت نیز ۶.۴ درصد گزارش‌شده است. اینجا چیز نمی خوام اضافه کنم , میزارم این طنز خودش یه چیزای بگه وضعیت انتخاب شغل مناسب به زبان گل ممد طنز گل ممد در کنار خنده‌دار بودن تلخ هم هست چون انتخاب شغل برای خیلی از افراد بیکار واقعیتی این‌گونه داره.

دونستن اینکه مرغ اول بوده یا تخم مرغ همیشه یکی از سوالات گیج کننده برای شخصی هستش که اولین بار اون رو می شنون اینجا ما هم به همچین موضوعی برخورد می کنیم اول در مورد مسیر شغلی صحبت کنیم یا انتخاب شغل؟ به نظر من اولویت  آشنای مختصری با مسیر شغلی  هستش,  چونکه با درک نادرست درباره مسیر شغلی ممکنه شغل خوبی رو انتخاب کنید که شما رو به هیچ جا نمیبره .

پس اول بیاین بریم سراغ مسیر شغلی و بعد اون تو ادامه با دید مناسب تری بریم سراغ انتخاب شغل مناسب برای خودمون فرقی نمی کنه یه فرد تحصیل کرده باشید یا یه شخص بی سواد یا یه کارگر ساده باشید یا متخصص یا حتی مدیر همه ما دوست داریم شغلی داشته باشیم که تو اون علاوه بر درآمد مناسب شور و ذوق و علاقه  و حس خوب و مفید بودن هم داشته باشیم.

دوست داریم صبح ها با لذت از خواب پاشیم تا به اجبار ولی این چطوری اتفاق می افته ؟ با انتخاب یه شغل مناسب اون هم  در یک مسیر شغلی مناسب حالا شاید واژه مسیر شغلی برای شما هم مثل من گنگ باشه و سوالی زیر به ذهنتون بیاد

و کلی سوال دیگه ممکنه تو ذهنتون وجود داشته باشه ولی بیاین از این شروع کنیم که مسیر شغلی چیست؟

مسیر شغلی  به صورت کلی شاید دو تا مفهوم رو تداعی کنه اولی رشد عمودی یا پیشرفت به سمت موقعیت شغلی بالاتر و دومی مسیر شغلی کلی یه شخص تا رسیدن به یه جایگاه شغلی حالا باید این رو هم در نظر داشته باشید هر شخص نسبت به اهدافش تو زندگی , شیوه زندگیش , شخصیتش و انتظاراتش از خودش و این دنیا , مسیر شغلی متفاوتی رو انتخاب و تجربه می کنه که مسیر پیشرفت و حرکت تو اون مسیر شغلی می تونه کاملا متفاوت باشه .

ممکنه زیگزاگ و از این شاخه به اون شاخه باشه یا اینکه نه مستقیم و مثل یه آسانسور رو به بالا باشه اما در هسته اصلی مفهوم مسیر شغلی : مسیر شغلی حرکت پیوسته و منظم بین شغل های مختلف یک صنعت یا چند صنعت مرتبط برای رسیدن به موقعیت شغلی بالاتر و بهتر است. عجب تعریفی از کار در اومد.نه؟

انتخاب مسیر شغلی هم خیلی ساده است و هم خیلی پیچیده , نسبت به چی؟ نسبت به شخصی که می خواد مسیر شغلی انتخاب کنه

ولی در حالت کلی دو تا مرحله کلی داره مرحله اول : اینکه بدونید الان کجا هستید , چه تو کارتون چه تو زندگی , اینکه بدونید به چی علاقه دارید و به چی ندارید ,  اینکه بدونید تو چی مهارت دارید و تو چی استعداد , اینکه بدونید چه مسیری شما رو سر ذوق میاره و خوشحال می کنه و کلی از این اینکه ها

مرحله دوم: انتخاب چیزهای که من اسمش رو فیلترهای انتخاب شغل گذاشتم. مثل میزان درآمدی که مد نظرتونه, میزان مسئولیتی رو که می خواهید تو شغلتون داشته باشین ,  محیط کاری که دوس دارید , میزان توجهی که به زندگی شخصیتون دارین و کلی فیلتر شغلی دیگه   حالا یه نمونه وطنی از مسیر شغلی فعالیت در بانک ملی     از نمونه های دیگه میشه به سلسه مراتب در فروشگاه اشاره کرد:

در مورد نوع دوم مسیر شغلی  نگاه باید برخلاف این نوع مسیر شغلی نگاه بالا به پایین باشه , یعنی چی ؟ یعنی اینکه ممکنه یه شغل از طرق مختلف امکان رسیدن بهش وجود داشته باشه که تو کشور ما زیاد اتفاق می افته و یا اینکه شغل ساختار مداری نباشه مثل صادرکننده کالا , مثل دلال پس بهتره نمونه های موفق تو اون شغل رو بررسی کنیم و ببینیم چطور به اون جایگاه شغلی رسیدن

مشکل اینجاست که خیلی از ماها بدون درک از آینده شغلی که انتخاب کردیم اون رو شروع می کنیم و نتیجه اینه که بعد از چند سال متوجه میشیم و روز از نو روز ی از نو باید از نو از صفر شروع کنیم و ارزشمندترین چیزی که تو دنبا داریم یعنی زمان ارزشمند رو از دست دادیم. این می دونید شبیه چیه ؟ شبیه اینه که یهو یه هفته تعطیلی میاد سراغتون اونم ناخواسته , خوشحال میشید و دنبال این هستید که نهایت استفاده رو از اون ببرید.

فکر می کنید چی کار کنم , یاد این می افتید همیشه دوست داشتید یه هفته برید لب دریا قایق سواری یاد بگیرید حرکت می کنید به سمت جاده چالوس غافل از اینکه این هفته شمال هوای بارونی داره و اصلا قایقی نمی تونه بره تو آب دقیقا مثل عکس زیر

تا برید و اینو تجربه اش کنید سه روز از چهار روز رو از دست دادین و نسبت به اونای که با شناخت خوب از اوضاع سه روز پیش به سمت کیش رفته بودن سه روز عقبید , شاید الان هم حرکت کنید به اونا برسید ولی مسلما افرادی که با شناخت بهتر جنوب رو انتخاب کردن شانس بیشتر لذت بردنش از شما خیلی بیشتره چون زمان بیشتری دارن و خودشون رو برای اون شرایط آماده کردن و… پس فکر کنم الان دیگه متوجه شده باشید که بابا این مهمه من بی خودی پافشاری نمی کنم. خب حالا رسیدن به یه مسیر شغلی درست و اصولی باید از کجا شروع کرد؟

خب اینجا از نو باید برگردیم به مرغ و تخم مرغ , مسلما برای رسیدن به یک مسیر شغلی ایده آل باید از انتخاب شغل, مسیر خودمون رو شروع کنیم .همونطور که اول این بخش هم گفتم برای انتخاب یک شغل آیده آل و مناسب باید به این میزان شناخت از مسیر شغلی می رسیدیم تا بهتر و درست تر شغل آینمون رو انتخاب کنیم. و اما بریم سراغ انتخاب شغل…

خب قبل از اینکه بحث جذاب چه شغلی انتخاب کنم و انتخاب شغل رو که قراره کلی تو اون کیف کنیم و لذت ببریم رو شروع کنم , می خوام در مورد سوالی که تو اینستاگرام آکادمی مشاغل از دوستان پرسیدم یه کوچولو صحبت کنیم.

چند مدت قبل تو استوری پیج یه سوالی رو مطرح کردم با این عنوان که شغل دارین یانه؟ و اگه نه چرا؟ جواب های که از خیلی از دوستان دریافت کردم بطور قطع جرقه اصلی نوشتن همچین مقاله جامعی شد. دیدم تو جواب سوالی که پرسیده بودم به جای جواب کلی سوال اومده بود مثل:

و کلی سوال دیگه , که قبلش بگم ادبیات ها معمولا اینطوری نبوده چون میدونید دیگه خیلی هامون با سوالات کوتاه میونه خوبی نداریم و معمولا سوالات رو خیلی طولانی مطرح می کنیم. در هر صورت من همیشه عاشق سوالات دوستان مخاطب هام هستم چون همیشه نقشه راهمه تا چیزی رو بنویسم که شما دوست دارین.

خلاصه این چکیده و خوشگل شده سوالات بود و بعد اون برای خودم هم سوال ایجاد شده که چرا همه انقدر سوال می کنن. رفتم سراغ گوگل در مورد انتخاب شغل و راهکارهای انتخاب شغل مناسب سرچ کردم ولی واقعا مقاله جامع و کاربردی نبود که بشه بهش استناد کرد و به همه معرفیش کرد. چیزهای که دیدم اکثرا همچین تیترهای داشتن:

و امثال اینا بود که واقعا زحمت کشیده بودن ولی غالبا یا ترجمه مقالات خارجی بود یا اینکه واقعا آدم رو نمی برد به اونجا که باید میدونید چی میگم؟ من دنبال یه مقاله جامع و عملی بودم ولی نتونستم پیداش کنم.

امیدوارم ادامه این مقاله اون چیزی که باید رو ارائه بده و تکمیل کننده تمامی مباحث ارائه شده توسط دوستان باشه خب برسیم به انتخاب شغل و راهکارهایی صفرتاصدی انتخاب شغل مناسب…

ببین دوست من , تو این مقاله اصلا قرار نیست بهت مشاوره انتخاب شغل بدم . بلکه دوست دارم یه چهار چوب خوب فکری برات بسازم تا در مورد شغل آینده ات درست تصمیم بگیری , شغلی که با توجه به تغییرات هر روزه دنیا با سرعت در حال تغییره. پس کمربندتو سفت کن و بشین رو صندلی که تخت گاز برسونم به شغل طلایت.

موضوع مشاوره انتخاب شغل توی جامعه و کوچه بازار ایران دقیقا مثل مشاوره تخمین خسارت بعد از یه تصادف سر چهار راه است.

نمی دونم براتون پیش اومده یا نه ولی لااقل باید دیده باشید که خدا نکنه یه تصادفی تو خیابون اتفاق بیفته  یهو سر و کله هزار تا کارشناس صافکاری , نقاشی , جلوبندی و مکانیکی کنار ماشینت پیدا میشه و هر کدوم شروع میکنن به دادن نظر کارشناسی های متفاوت در مورد میزان خسارت ماشینت و شما همچنان تا اومدن پلیس و جرثقیل مجبوری اونجا وایسی باید همه این نظرات رو با دقت گوش بدی و تاییدم کنی چون تایید نکنی ناراحتم میشن از دستت و ممکنه برن سمت اون طرف تصادف طرف اونو جلو پلیس بگیرن.

یا یه نمونه دیگه از مشاوره انتخاب شغل یا مشاوره انتخاب رشته دانشگاه که تو جامعه زیاد دیدیمش .گیر کردن دست عمو و دایی و عمه و یا خاله تو یه سفر یا تو یه مهمونیه. یهو باهاشون تنها میشی و اونام با این شروع می کنن که خب بگو ببینم الان چی کار می کنی و می خوای بعدش چی کار کنی و … اینجاست که یه بحث نیم ساعته یا یه ساعته مشاوره انتخاب شغل آینده براتون شروع میشه .بحثی که اطلاعاتی که ازش در میاد اکثر تاریخ مصرف گذشته و بعضا اشتباه است.

ولی نکته جالب در مورد این دو تا نمونه اینه که خیلی از افراد برای انتخاب شغل آیندشون از اطلاعات همین تیپ افراد استفاده می کنن , افرادی که مطمئنم بالای 99 درصد شون اصلا اطلاعات دقیقی در مورد انتخاب شغل و تاثیرات اون تو آینده افراد ندارن ولی واقعیت همینه , وقتی زمان انتخاب شغل یا زمان انتخاب رشته تحصیلی برای اکثر ماها میرسه جامعه و مردم دقیقا مثل همین عمو و دایی و خاله و عمه عمل می کنن یعنی شروع میکنن به تزریق اطلاعاتی که هیچ پایه و اساسی نداره و صرفا نظر شخصی افراده و ممکنه یه آینده نامشخص رو برای ما ایجاد کنه. ولی نگران نباشید شمای که الان این مقاله رو میخونید این فرصت رو خواهید داشت که با درک و بینش بهتری یه تصمیم درست و اصولی در مورد انتخاب شغل و انتخاب مسیر شغلیتون بگیرین.

به نظر دونستن این مطالب چه برای افرادی که شغلی ندارن و دنبال انتخاب شغل ایندشون هستن و چه اونهای که شغلی رو شروع کردن و در میانه راه هستش و حتی اونایی که تو یه شغل چندین ساله که فعالن میتونه مفید باشه و باعث میشه دکمه تنظیم مجدد روند تفکر درباره شغلتون فشار داده بشه و باعث گرفتن تصمیمات درست چه در آینده و چه در حال بشه.

من دقیقا نمیدونم شمای که الان داری این متن رو میخونی چند سالته ولی حدس میزنم که حالا که انتخاب شغل یا انتخاب رشته برات مهم شده یا دانشگاهت رو تموم کردی یا تو فکر رفتن و یا نرفتن به دانشگاهی و یا اینکه می خوای بری و الان موندی چی رو انتخاب کنی.

این یعنی تقریبا 18 سال به بالا خب اگه یه کم تامل کنیم و زندگیمون رو تا اینجا نگاه کنیم زندگیمون تا اینجا خیلی شبیه به زندگی قورباغه ها بوده . چطور؟ میگم بهت , ببین وقتی قورباغه باشی تو رودخونه به دنیا میای و بزرگ میشی و شکل میگیری ولی زندگی و زنده موندن برای تو خارج از اون رودخونه است . بیرون از اب غذا پیدا میکنی , جفت پیدا میکنی و میمیری ما آدم ها هم تقریبا با یه شکل دیگه از زندگی همچین سرنوشتی دارم.

به دنیا میام و ناخواسته تو محیطی قرار میگیریم که چاره ای جز پیروی از اون رو نداریم. پنج شش سال تو خونه و بعد اون تحویل سیستمی میشیم که مثل یه قورباغه شناور در آب مجبور به پیروی و هم مسیر شدن با این آب هستیم. ما رودخانه را انتخاب نکردیم .

ما فقط از همه جا بی خبر یهو متولد شدیم و در مسیری قرار گرفتیم که والدین ، ​​جامعه و شرایط برای ما تعیین کرده اند. قوانین رودخانه و نحوه شنا و اهداف ما به ما گفته شده است و ما حق فکر کردن درباره آن را نداریم. آنقدر با این جریان پیش میرویم که کم کم تو مسیر حرکت مون به سمت یه رشته خاص یه ورزش خاص یه گروه خاص و یا یه طرز فکر خاص و… کشیده میشیم ولی یهو زنگ مدرسه و تحصیل زده میشه , رودخانه ما به ساحل رسیده ,  اینجا فکر کنم 22 سالت شده دوران خیلی باحالیه این زمان انگاری بعد از این همه شنا کردن و تقلا کردن به ساحل رسیدی و وقتشه که بعد این لذتش رو ببری.

بهت قول داده بودن که اگه خوب باشی و این مسیر رو درست بری زندگی راحتی داشته باشی ولی این اتفاق نمی افته . ایران و خارج هم نداره ,خارجی ها با یه سری چالش و ما همون چالش ها و به اضافه یه سری چالش ایرانی مخصوص خودمون که کارمون رو سخت ترم می کنه. یهو دنیا میاد سراغمون و یقمون رو میگیره و میگه چیه اینجا لب ساحل لم دادی پاشو پاشو استراحت نداریم .

تازه کارت شروع شده چه راحتم لم دادی وقتی میپرسیم چته ؟ و چی کارم داری؟ میگه پاشو یه کاری برای خودت و من بکن وگرنه از گشنگی میمیری تازه می فهمیم دنیای ما توی این آب نیست یه جای بیرون توی خشکیه. تو یه جامعه ای که همه چیزش اوکی باشه آسون ترین کار انتخاب یه شغل کارمندیه ولی خب اینجا ایران و خیلی چیزها با همه جا فرق داره . باید از صفر شروع کنیم . 

ما تا قبل این چیزهای یاد گرفتیم که از اینجا به بعد خیلی هاشون به دردمون نمی خوره و نیاز به مهارت ها و توانایی های داریم که اصلا اونا رو بلدم نیستیم. اینای که گفتم مهارت های زندگی هستش که یه جورایی جهانیه ,  حالا یه سری چیزها هم هست که برای ما ایرانی های خوشگل و دلبر اضافه بر ایناست. 

اون چیه , اون اینه که نمونه اش خود من,  لیسانس عمران می خونم ولی کار نیست , ارشد mba میگیرم بازم کار نیست , دکترای مدیریت میگیرم و بازم کار نیست و باید خودم رو از تمام چیزهای که مثلا یاد گرفتم جدا کنم و از شغلی که یه عمر براش درس خوندم دست بکشم و برم سراغ یه جای خالی تو یه گوشه از بازار و شروع کنم از زیر صفر شروع کردن

یک عمر در سیستم آموزشی ما رو برای کارمندی مطیع شدن آماده کردن ولی یهو دستمون رو میگیرن و میگن بیا مدیریت کن زندگیت رو , بیا کنترل هواپیمای زندگیت رو دستت بگیر  اخه بابا تا دیروز فقط شما تصمیم گرفتید و ما اجرا کردیم یهو میگه خودت تصمیم بگیر خودت مدیریت کن , اخه چطوری؟ اول شونه خالی می کنی ولی انگاری واقعا تو این دنیا کسی غیر خودت به فکرت نیست تا اینجا که بحث پول و منافع نبود همه رفیقت بودن حالا چرا همه دارن فراموشت میکنن اینجا جای که یه سری با هواپیماشون هی دور در جا میزنن , یه سری کنترل و میدن دستت یکی دیگه ( کارمند میشن) , یه سری خیال میکنن خیلی حرفه ای هستن و سر اولین چالش می کوبن به کوه و یه سری هم راهشون رو پیدا میکنن.

ولی در هر صورت تموم این افراد بعد چند مدت تو یه مسیر قرار می گیرند که اون مسیر داستان زندگیشون میشه. و تو انتهای عمر وقتی از بالا به زندگیشون نگاه می کنن این مسیری رو که طی کردن میبینن.

طبق تحقیقاتی که دانشمندان روی تعداد زیادی از افراد سالخورده و مسن داشتن اکثر اونها از مسیر زندگی خودشون پشیمون هستن و حسرت انتخاب اشتباه شون رو میخورن. به نظر من بزرگترین دلیل حسرت خیلی از این اشتباه میاد . ما یاد نمی گیریم که چطور مسیرمون رو پیدا کنیم. من 16 سال برای مسیری زمان گذاشتم که الان توی اون نیستم. فکرش رو بکنید اگه تک تک ما مثل آرات از یه سالگی فرصت کشف استعداد هامون رو داشتیم, الان چه اتفاقی برامون می افتاد؟

درسته که ما این مسیر رو تجربه کردیم و یه سری چیزها رو هم یاد گرفتیم ولی فکرش رو بکنید اگه این تجربه رو توی مسیر طلایمون تجربه می کردیم , چقدر چیزهای بیشتری یاد می گرفتیم که مسلما الان خیلی برامون ارزشمند تر می بود.

خب چیزی که واضح هستش اینه که زمان برای ما از دست رفته و الان نشستن و حسرت اون کمبودها رو خوردن اصلا باعث بهبود زندگیمون نمیشه.پس باید چیکار کرد؟ باید از این به بعدش رو صرف اصلاح اشتباهات و درست قدم برداشتن برای رسیدن به یه مسیر شغلی خوب کرد. اما چطوری؟ اولین قدم انتخاب اینه که ببینی واقعا چه مدلی دوست داری تو آینده زندگی کنی ؟ دوست داری پیشتاز باشی یا دنباله رو همه آدم های دنیا در هر لحظه از زندگیشون یکی از این روش ها رو انتخاب می کنن

به طور مثال برای انتخاب شغل یه سری دوست دارن کاری رو انجام بدن که متفاوت تر از اکثر آدم هاست, دوست داری راه خودشون رو بسازن , دوست دارن کارآفرینی کنن و نفر اول باشن حتی اگه کلی سختی بکشن و اذیت هم بشن تو این فکرن معمولی از این دنیا نرن و هزینه اش رو هم حاضرن با تلاش و زمان و انرژی گذاشتن پرداخت کنن. اما یه سری هستن که دنیا رو یه شکل دیگه میبینن به نظرشون دنیا انقدر ارزش نداره که خودشون رو به آب و آتیش بزن, دنبال زیاد سختی کشیدن و استرس نیستن , دنبال یه فرمول آماده هستن که با پیروی از اون زندگی راحت و کم استرس تری داشته باشن و میرن جزو شرکت ها و مشاغل بزرگتر میشن و به صورت کارمندی با این مجموعه ها همکاری می کنن.

نخیر کارمندی اصلا هم بد نیست , یه انتخابه برای سبک زندگی آیندتون که غیر شما هم هیچ کی نمی تونه بگه که خوبه یا بد  ,  این تصمیم شماست نسبت به شناخت و هدفی که زندگیتون دارین.

بستگی داره که کارمندی رو از رو تنبلی انتخاب کنی یا از رو شناخت, دنیا پره از کارمندهای میلیاردر که خیلی بیشتر از کارآفرین هایی که صبح تا شب تو استرس زندگی می کنن پول در میارن.

نمی خوام  دید عمومی رو در مورد کارمندی خراب تر از اینی که هست کنم. کارمندی اصلا هم بد نیست اگه با شناخت و از روی استراتژی انتخاب بشه. تو همین ایران خودمون تو بخش های مختلفی کارمندهای درجه یکی وجود دارن که کارمندند ولی از یه کارآفرین اتش موفقیت بیشتری برای موفقیت دارن و باور کنید که برای داشتنشون دعواست. دیدم که میگم. پس زندگی کارمندیی که با استراتژی درست انتخاب بشه خیلی هم می تونه انتخاب خوبی باشه.

نه واقعا کارآفرینی یه شعله است که تو وجود هر کسی شعله ور نیست. کارآفرین ها آدم های خیلی خاصی هستن.

سرشون درد میکنه برای دردسر برای استرس  دنبال پیروی و تقلب کردن از بقیه نیستن , دنبال اثر انگشت مخصوص خودشون تو این دنیا هستن.

شب ها با بی قراری می خوابن و با هیجان بیدار میشن.  یه کارآفرین آتیشی تو وجودش هست که نمیتونه اونو نادیده بگیره , پول و قدرت براش مهمه خیلی هم مهمه ولی واقعا همه چیزی که می خوان نیست . اول دنبال اینن که یه کار خاص بکنن و بعد اون انتظار دارن که بابتش به پول و قدرت هم برسن 

جواب اینه برای کی؟ من ؟ یا شما ؟  شاید برای من خوب باشه برای شما بد , یا برعکس شاید اصلا برای من بد باشه برای شما خوب  این بر می گرده به دنیای درون و بیرون من و شما همون مفهومی که تو شغل طلایی دنبالشیم   هر جامعه ای هم به کارآفرینی نیاز داره هم به کارمند و هیچ وقت نمیشه همه کارمند باشن یا همه کارآفرین قاعده کلی اینه که تعداد افراد متمایل به کارآفرینی خیلی خیلی کمتر از افراد متمایل به کارمندی هستن چون کارآفرینی یه اتیش درونیه که واقعا هم شیرین تره و هم سخت تر 

اینجا دو تا نکته وجود داره , اول قسمت خوبش رو بگم که همگی یه ذوقی بکنیم.  واقعیتش شرایط حاکم به کشور و شرایط نسبتا سختی که خیلی از ماها تو زمان بزرگ شدنمون تحمل کردیم و می کنیم عملا بی تاثیر نیوده تو این اتفاق  بعضی ها اسمش رو میزارن غیرت ایرانی ولی واقعیتش اینه سختی خیلی از ما ها رو تشنه کرده و اتشی که تو ثابت کردن خودمون نمایان میشه.

و نکته دوم اینه که این تمایل زیاد به کارآفرینی در ایران به خاطر خود کارآفرینی و اشتیاق خالق بودن نیست. دلایل دیگه ای داره مثلا شرایط مالی بد و میل به تغییر سریع این موقعیت و یا نبود موقعیت های شغلی مناسب برای فعالیت کارمندی و یا حتی تبلیغات نادرست در مورد کارآفرینی و حتی کارمندی متاسفانه جالب بدونید بیشترین آسیب ها و ضرر های مالی در زمینه کارآفرینی مربوط به افرادی است که مناسب این نوع فعالیت نیستند .

دلیلش هم خیلی ساده است چونکه درک درستی از مسیر سخت کارآفرینی ندارند و در کنارش اون اتش و انگیزه و میل به موفقیت رو به اندازه کافی ندارن خیلی زود در مقابل مشکلات آسیب می بینند و متضرر میشن.

به نظرم برای ادامه این مسیر باید درمورد یه سری از واقعیاتی که در زمینه شغل وجود داره صحبت کنیم. واقعیاتی که وجود دارند ولی ممکنه ما از اونها مطلع نباشیم. مسلما اطلاع از این داده ها و اطلاعات تاثیر زیادی در درک اهمیت انتخاب شغل و رسیدن به شغل طلایی ما داره.

طبق یه سری تحقیقات دانشمندان حوزه رفتارشناسی به یه سری آمار از رفتار ما آدم ها رسیدن که از این قراره , عمر مفید دوران کاری اکثر مردم 50 ساله ( 18 تا 68 سالگی) که از این میان که چیزی حدود 750/000 ساعت میشه چیزی بین 50/000 تا 150/000 ساعتش مربوط به زمانی میشه که ما در طول زندگیمون مشغول به فعالیت در یک کار میتونیم باشیم.

حالا این تفاوت بین 50/000 تا 150/000 چیه؟ تفاوت در سبک زندگی و تفاوت در شیوه فعالیت شما که کارمند باشید یا کارآفرین این میزان ساعت چیزی بین 12 تا 17 سال برای افراد متفاوته پس تقریبا ما بعد از 18 سالگی تقریبا بین 20 تا 60 درصد زندگیمون رو در محیط کاری و یا برای کار سپری می کنیم.

عجب , جالب بود , حالا اصلا چرا دونستن این آمار برای ما مهمه؟ مهمه چون اگه خوب بهش دقت کنید می بینید که  ((زمانمون خیلی محدوده و وقت هدر دادن زمان برای انتخاب های شغلی اشتباه و نادرست رو نداریم))

به طور میانگین افراد در طول زندگیشون چیزی بین 10 تا 15 بار شغلشون رو عوض می کنند . از این تعداد نصفش تا سن 24 سالگی هستش. بعد اون تا  40 سالگی,  به طور متوسط  36 درصد کارهای که انتخاب می کنیم  کمتر از یک سال عمر می کنند.

و جالب تر از اونم اینه که تا 5 سال بعد از این شروع این آمار به 75 درصد میرسه یعنی 75 درصد این افراد این انتخاب شغلشون 5 سالگی رو نمی بینه. بالاترین میانگینی که برای طول عمر مشاغل کل مردم به صورت تقریبی در نظر گرفته شده 5 سال هستش( میانگین دیگه ممکنه یه سری کمتر و یه بیشتر باشن) که هر چقدر سن شما افزایش پیدا می کنه , عمر مشاغل انتخابی شما بیشتر میشه

یعنی چی؟ یعنی اینکه یا بهتر انتخاب می کنید که شغل عوض نمی کنید و یه یا که می تونم اضاف کنم  که خیلی واقعی تره اینه که قدرت ریسک پذیریتون با افزایش سن پایین تر میاد. و این یه دلیل خیلی مهمه که لزوم یادگیری انتخاب شغل مناسب و شغل طلایی رو خیلی بیشتر به ما نشون میده. 

اره حقیقتش بین ادامه تحصیل و میزان درآمد ما در طول زندگی یه رابطه معناداری وجود داره البته نه برای اکوسیستم ایران, طبق یه آمار جهانی کسانی که مدرک لیسانس دارن چیزی حدود 900/000 هزار دلار بیشتر از دیپلمه ها و کسانی که تحصیلات تکمیلی دارن چیزی حدود 1/100/000میلیون دلار در طول دوران شغلیشون به دست میارن .

متاسفانه تو ایران عزیزمون به دلیل مشکلات زیرساختی که وجود داره این آمار به طور میانگین کاملا برعکسه.

جواب اینه بله شدیدا تاثیر داره ما ایرانی ها یه جمله قشنگ تو فرهنگمون داریم که میگه مرد که میاد خونه باید تمام مشکلاتش رو دم در بزاره و بیاد تو ,  جمله قشنگی و اگه بشه واقعا چقدر خوب میشه ولی وقعا میشه؟

تو اکثر اوقات نه واقعا نمیشه تو شغلت کلی مشکل داشته باشی و زمان زیادی این مشکلات رو تو خودت بریزی و تحمل کنی , واقعا نمیشه درآمد مناسب نداشته باشی مثل یه آدم لارج پول خرج کنی نداری که این کار بکنی, نمیشه مشکلات شغلیت ( اکثر هم بخش مالیش ) وجود داشته باشه ولی تو رابطه شخصیت نمود نکنه.

به خاطر همینه که بیکاری یکی از اصلی ترین عوامل طلاق تو کشورمونه . این جزو واقعیت های که نمیشه نادیده اش گرفت .((انتخاب شغل تو کیفیت زندگی ما تاثیر داره)) یه سری هستن شاید به واسطه یه سری از عوامل مثل خانواده ثروتمند , ارث بردن و یا ازدواج با افرادی که این آپشن ها رو دارن خیلی شدید این تاثیر رو حس نکنند.

ولی واقعیتش اینه افرادی که خودشون زندگیشون رو می سازن یعنی مجبورن که خودشون زندگیشون رو بسازن انتخاب شغل فوق العاده در عواملی مثله

تاثیر داره و هر انتخابی که افراد تو مسیر شغلیشون انجام میدن اونها رو به سمت یه سبک زندگی متفاوت هدایت می کنه که ثمره مستقیم اون شغل هستش.

جواب بله صد در صد تاثیر داره  فکر کنم براتون پیش اومده باشه افراد شما را با کاری که انجام میدین قضاوت کنن.ممکنه تو یه مهمونی باشه , یه جلسه کاری باشه و یا هر جمع دو تا چند نفری که از شما درباره کارتون سوال پرسیده میشه.

ماها وقتی یه شغلی انتخاب می کنیم دقیقا اتفاقی که موقع خریدن یه لباس برامون می افته اینجا هم برامون رخ میده یعنی شغلمون هویتی بهمون میده که در نگاه اول افراد از روی اون ما رو می سنجند.

ممکن شما فرد بسیار غنی و عالمی باشید ولی وقتی در قالب یه راننده تاکسی هستی و صحبت میکنی مسلما حرف های شما کمتر جدی گرفته خواهد شد. هویتی که یه شغل به ما میده شدیدا در موقعیت های که به سمت ما میاد تاثیر گذاره پس همونطور که تو انتخاب لباس برای رفتن به یه مهمونی نگرانیم و حساس باید تو انتخاب شغل آیندمون هم چندین و چند برابر حساسیت بیشتری به خرج بدیم و شغلی رو انتخاب کنیم که دوست داشته باشیم با اون هویت دیده بشیم.

انتخاب شغل رابطه مستقیمی با میزان درآمد ما چه در حال و چه در آینده خواهد داشت . یک سال پیش ویدئو نسبتا مرتبطی با این موضوع تو اینستاگرام آکادمی مشاغل انتشار دادم که به نظرم خالی از لطف نیست برای درک بهتر این سوال اون رو ببینید. پس اگه دنبال این سوالی که انتخاب شغل می تونه در میزان ثروت و ثروتمند بودم تاثیرگذار باشه این ویدئو رو ببین.

طبق آماری که در بالا نسبت به متوسط تغییر شغل در دنیا گفته شد متوسط تغییر شغل چیزی بین 12 تا 15 شغل در طول زندگی است.

این آمار در ایران به دلیل تنوع انتخابی کم برای تغییر شغل برای غالب افراد و تمایل بیشتر به ورود به مشاغل با امنیت شغلی بالاتر مثل مشاغل اداری مقداری کمتر از این تعداد به نظر می رسد.

در زیر سعی دارم اصلی ترین عوامل تغییر شغل در بازار ایران و بازارهای جهانی را برای شما بازگو کنم که این دلایل از قرار زیر است:

چند نمونه از دلایل رایج تغییر کار در شاغلین عبارتند از:

خب بعد جواب دادن به چند تا سوال اساسی در مورد انتخاب شغل به نظر الان با دید بهتری به ادامه بحث میرسیم.

من دقیقا نمیدونم شما تو چه سنی هستید و تو کدوم قسمت از مسیر شغلیتون هستید به خاطر همین یه مسیر کلی زندگی رو براتون این پایین گذاشتم که تو اکثر آدم ها صادق هستش. امیدوارم الان که این مقاله رو می خونی در یکی از مناطق آبی این نقشه باشی تا با هم بتونیم تغییرات خوبی رو ایجاد کنیم.

همه ماها چه من سعید دین محمدی که الان دارم این مقاله رو می نویسم و چه تویی که الان داری این مقاله رو می بینی و چه بقیه آدم ها همگی تو مسیر زندگیمون یه نقشه غالی برای خودمون داریم .

شاید بگی من؟ نقشه؟ شیب؟ نه اصلا نقشه ای ندارم من این نقشه تو ذهنتونه و شاید دیده نشه ولی هست و هممون داریم اما این نقشه ها برای تک تکمون متفاوته چون ما هم با همه آدم های دنیا تفاوت داریم. اینجا می خوام سه سبک مختلف از آدم ها رو بهتون معرفی کنم.

سبک اول آدم ها کسایی هستند که وقتی به نقششون نگاه می کنن یه علامت سوال بزرگ روی اون می بینن. اینا هی توی احساسات و علاقشون میگردن ولی واقعا نمی تونن بفهمم به چی علاقه دارن.

همه بهشون میگم ببین تو چی خوبی , تو چی از همه بهتری, تو چی میتونی بهترین باشی وکلی چیز دیگه که از این و اون می شنون ولی مشکل اینجا نیست,  اینا این چیزا و راه های پیدا کردن رو میدونن و هر چی تلاش میکنن پیداش کنن نمی تونن پیداش کنن. میخوام بفهمم این شغله چیه و چی رو باید انتخاب کنن ولی پیداش نمیکنه ( نگران نباشید حواسم بهتون هست😉)

یه سری هستن که که توی نقشه شغلیشون مسیر درست مشخصه ولی به هر دلیلی از اون پیروی نمی کنن.

اگه به متن تا حالا دقت کرده باشی فکر کنم که باید متوجه شده باشی که من جزو اون دسته آدم های نیستم که میگن حتما باید بری دنبال علاقت,  ایده من اینه علاقه یه قسمت مهمه تو انتخاب شغل و مسلما بخش های مهم دیگری هم هست که باید توجه بشه.

مثلا یکی عاشق نقاشیه و استعداد هم داره ولی هنوز به بلوغ هنری رسیده و به زمان نیاز داره و اصلا یه چیز مهمتر به پول احتیاج داره تا بتونه زندگی کنه  چون صد در صد یکی از ارکان اصلی انتخاب یه شغل بحث مالی و درآمدی اون شغله و اگه در نظر گرفته نشه  امکان پیشرفت برای فرد محیا نمیشه.

پس برای این شخص بهترین تصمیم اینه که مسیر شغلی ایجاد کنه به جای چشم بسته نقاشی یعنی باید بره سمت مسیری که در کنار تامین مالیش بهترین مسیر برای رسیدن به علاقشه.

خوش به حال افرادی که این اتفاق تو کمترین زمان ممکن براشون می افته چون زمان بیشتری برای پیشرفت و ترقی تو شغل طلایشون دارن.

اما یه نکته گیج کننده اما واجب که گفته بشه , حتی این افراد هم باید به این سوال فکر کنند که آیا این مسیر همون شغلی طلایی منه ؟ اصلا این مسیر رو من انتخاب کردم یا فقط توی اون قراره گرفتم؟ آیا امکان نداره یه شغلی باشه که با توانایی های که الان دارم بهتر از اینجا نتیجه بگیرم؟

جواب اینه , این ماهیت انتخابه که هیچ وقت صد در صد نمی تونه غلط و یا درست باشه ,  ما باید یاد بگیرم بهترین انتخاب رو در همون لحظه ای که هستیم بگیریم .

انتخابی که در آینده انتخاب های بهتر رو جلومون میاره بخاطر همینه که اگه تو زندگی خیلی از بزرگترین کارآفرینان ایرانی و خارجی و آدم های موفق دنیا که تغییرات بزرگی ایجاد کردن  یه نگاهی بندازیم می بینیم رسیدن به اون جایگاه درست, نتیجه سلسله انتخاب های درست بوده , که هر چقدر دانش افراد تو طول زمان بیشتر شده تصمیمات بهتری هم گرفتن و نتیجه اش قرار گرفتن در مسیر طلایی و رسیدن به شغلی طلایی بوده.

گاهی اوقات اهمیت یه تصمیمه که اون خیلی سخت یا خیلی آسون می کنه و گاهی اوقات نه پیچیدگی اون تصمیم اون رو خیلی سخت و یا خیلی آسون می کنه انتخاب شغل مورد علاقه شما به عنوان بزرگترین انتخاب زندگیتون شاید از هر دو جهت باعث ایجاد یه استرس بیش از حد بشه تا جای که افراد برای فرار از اون اصلا سراغش نیان و صورت مسئله رو پاک کنن شغل؟ انتخاب شغل؟ شغلم مگه انتخاب کردن داره ؟ نه من حوصله این بازی ها رو ندارم آنقدر گرفتاری دارم که به اینجور چیزا فکر نکنم و از این دست بازخورد ها که معمولا نشونه پیچیدگی بیش از حد این انتخابه مهم هستش.

من سعیم اینه اینجا آنقدر این تصمیم و انتخاب مهم رو آسون و قابل درک کنم که حتی خوندن این مقاله یه قدم بزرگ تو گرفتن این تصمیم برای شما باشه. 

 شاید یکی از بزرگترین رازهای انتخاب شغل مناسب و مورد علاقه شما درک رسیدن به اون باشه.انتخاب شغل و رسیدن به شغل مناسب به ساده ترین شکل ممکن یعنی پیدا کردن اشتراک دو تا دنیا , دنیای درون و دنیای بیرون

همه ما قبل از رفتن سراغ کوچه بازار و دانشگاه و پیدا کردن یه شغل مناسب باید یه گریزی به درون خودمون بزنیم .جای که کلید اصلی اونجاست.

هر کدوم از ما یه سری پایه های شخصیتی تو مغزمون داریم که اینها یعنی من و شما حالا اینا چی هستن ؟ چیزهای مثل شخصیتمون , سبک زندگی مورد علاقمون , روحیات اجتماعیمون , اخلاقیات و روحیاتمون , باورهامون ومنطقمون و کلی چیز دیگه اینا همگی با هم یعنی شناسنامه ما , هویت ما و تمام اون چیزی که هستیم. چیزهای که نقطه قوت ما نسبت به دیگران هستند ولی ما با نرفتن به سراغشون و سرپوش گذاشتن روش اونا رو به نقطه ضعف تبدیل می کنیم.

چیزی که باید بدونید اینه که این پایه های شخصیتی اگرچه در کنار هم هویت ما رو می سازه ولی هر کدوم به صورت جدا ما رو به سمت یه سری خواسته های متفاوت میبره.

بخاطر همینه که زیاد می شنویم من زیاد احساساتی هستم و نمی تونم منطقی تصمیم بگیرم یا اینکه مثلا من با دوستام زیاد وقت میزارم ولی مشکل مالی زیادی دارم . هر کدوم از این پایه های شخصیتی مثل یه بچه غرغرو یه سازی برای خودشون میزنن و وظیفه ما اینه که قبل از اینکه این بچه ها افسار زندگیمون رو دستشون بگیرن خودمون با شناخت و تربیت درست اونها رو کنترل کنیم .

این کنترل چه فایده ای داره؟ فایده اش اینه که هر لحظه تو زندگیمون بهترین تصمیم و انتخابی که برای پیشرفتمون مفیده رو میگیریم.

به نظرم دنیای بیرون برای خیلی هامون بیشتر قابل درک باشه . دنیای بیرون می تونه از خونمون شروع بشه به محله و شهر و کشور و دنیا ختم بشه .

این دنیا عملا فرصت های هستش که تو گوشه گوشه هر کدوم از این جاها تو یه بازار خاص منتظر ماست. یه نیاز جدید , یه شغل جدید , یه شغل دیده نشده , یه شغلی که جای خالی توش برامون وجود داره, یه فرصت تحصیلی خاص و کلی چیز دیگه که تو این دنیا انتظار ما رو می کشه که از میون اونها مسیر طلایی و شغل طلایمون رو انتخاب کنیم.

در تقابل دنیای درون و دنیای بیرونی که تو قسمت بالایی دربارش صحبت کردم به یه سری گزینه ها میرسیم. شغل های که ما میخوایم انجامشون بدیم و دوست داریم انجامشون بدیم و یه سری از شغل هایی که ما میتونیم انتخامشون بدیم.

و نکته ای که به عنوان آموزش انتخاب شغل به زبان ساده میتونم بهتون بگم اینه که مناسب ترین شغل برای ما شغلی است که از اشتراک بین این دو تا دسته به دست بیاد.

اشتباه در انتخاب شغل یا انتخاب شغل اشتباه یکی از بزرگترین چالش های ما در زندگی هستش. آیا شغلی که انتخاب کردم شغل مناسبی برای من هستش؟ آیا تو انتخاب این شغل اشتباه نکردم؟ چطوری می تونم بفهمم شغل درستی رو انتخاب کردم؟اصلا شغل درست و شغل اشتباه برای من چیه؟ 

اینا جزو سوالاتی هستش که اگه یه کمتر خارج از عرف و با تفکر دنبال انتخاب شغل مناسب خودتون باشید حتما سراغتون اومده یا میاد. این دقیقا جزو یه بخشی هستش که من بهش میگم ((انتخاب شغل و مشکلات آن))

یکی از مشکلات اصلی انتخاب شغل , مناسب بودن یا نامناسب بودن اون شغل برای ما هستش.بخاطر همینه که مردد میشیم و مثل یه شخصی که داره غرق میشه به هر چیزی چنگ میزنیم. یکی میره سراغ تست شخصیت شناسی فلان , یکی میره سراغ تست mbti یا همون (mbti test) فلان , یکی میره سراغ تست گالوپ (Gallup test) , یکی میره سرغ تست هالند (Holland test) , یکی میره سراغ تست اوکانر (O’Connor Test) و کلی تست و آزمون دیگه که خوب هستن ولی واقعا عملی و کافی نیستند.

 مشکل اصلی اکثر تست های شخصیت شناسی و استعدادیابی اینه که هر کدوم از یه زاویه به این تصمیم بزرگ نگاه می کنن و من کاملا با این مخالفم 😤

در مورد مشکلات تست های شخصیت شناسی که تا دلتون بخواد میشه صحبت کرد و صحبت هم خواهم کرد. اما یه سری اشتباه هستش که از جانب خود ما به وجود میاد و یه جورایی خودزنی های شغلی و یا اشتباهات ندیده انتخاب شغل هستش که مربوط به خود ماست . اینا چی هستن؟ میگم بهتون مثلا چند نمونه اش اینان:

بیاین با یه داستان واقعی این قسمت رو ادامه بدم. به نظرم دیگه اکثرتون باید آندره آغاسی رو بشناسین.برای اونایی که نمیشناسن بگم که آندره آغاسی قهرمان اسطوره تنیس جهان هستش که اصلیتی ایرانی هم داره. آندره آغاسی در کتاب خودش به اسم آشکار (open) که جدیدا و بعد از پایان دوران ورزش حرفه ای خودش منتشر کرده , راز های زندگی حرفه ای خودش رو برملا کرده

یه قسمت از این کتاب نظرم رو جلب کرده به صورت خلاصه براتون میزارم.  

مرد شماره یک سال های نه چندان دور تنیس ایران که یکی از4  پسر امانوئل آغاسی ، قهرمان دهه های 30 و 40 شمسی کشورمان است درباره دوره قهرمانی اش اینچنین گفت:« من علاقه ای به تنیس نداشتم و با اجبار پدرم ناچار شدم تنیس بازی کنم. به خاطر سختگیری های پدرم همیشه از تنیس بدم می آمد و نمی توانستم با خود او هم صاف باشم. او همه رویایش را در موفقیت من می دید. خواب اینکه من در یک تورنمنت مهم بتوانم 30 هزار دلار ببرم.» او درباره پدرش می گوید:« پدرم آدم زحمتکش اما سختگیری بود . او از ایران آمده بود به آمریکا و هیچ چیز از فرهنگ اینجا نمی دانست. باید خیلی تلاش می کرد. باید روزی دو شیفت کار می کرد تا بتواند زندگی را بگرداند و همه هدفش این بود که من در تنیس که ورزشی آمریکایی بود موفق شوم . او خیلی به من سخت می گرفت. خودش هم اینجا به امید بردن جایزه های بوکس در مسابقات شرکت می کرد و چند باری دستکش طلایی را برد. او به اجبار خود من را تنیسور کرد اما فکر می کنم این کار درست نیست و من هیچ وقت این راهکار ا برای دختر و پسرم در پیش نمی گیرم.»

اندره آغاسی یه عنوان یکی از قهرمانان برجسته تنیس دنیا مسلما یکی از الگوهای ورزشی برتر دنیاست که خیلی از افراد به واسطه دیدن موفقیت های اون به تنیس و قهرمانی علاقه مند شده و این مسیر رو در پیش گرفتند.پس مگه ممکنه آدم قهرمان باشه و بگه من تو انتخاب رشته و شغلم اشتباه کردم و هیچ علاقه ای به اون ندارم؟

بله میشه و اگر زندگی نامه آندره رو بخونید متوجه این میشود که تسلط پدر آندره بر روی تصمیمات او به اندازه ای بوده که او آرزوهای پدرش رو زندگی کرده و سال های سال و بعد از گذر از دوران حرفه ای خودش ,  شهامت در میون گذاشتن اون با دیگران رو پیدا کرده میدونید چقدر از آدم های دنیا خواسته و نا خواسته رویاهای دیگران مخصوصا پدر و مادر خودشون رو زندگی می کنند.

مسلما این سبک انتخاب شغل و زندگی یعنی خروج از دایره شغل طلایی و حتما اگر هم همراه با موفقیت باشه این تنها چیزی خواهد بود که به همراه داره و حس رضایتی در پی نخواهد داشت و فقط این افراد از نگاه دیگران موفق و خوشبخت خواهند بود و هر روز هر روز با یه نارضایتی روز خودشون رو سپری می کنند.

این یکی از بزرگترین اشتباهاتی هست که ممکنه در زمان انتخاب شغل با اون مواجه و درگیرش بشین . پس قبل از انتخاب شغل خودتون این رو در نظر بگیرین که این شغل مورد علاقه من هست یا دیگران؟

همیشه بر خلاف جریان شنا کردن و مخالف نظر دیگران عمل کردن از بزرگترین سرعتگیرها در مقابل تصمیمات بزرگ زندگی هستش. خیلی ها تو انتخاب شغل خودشون احساسات و علاقه و توانایی هاشون رو برای همرنگ جماعت شدن می فروشند , آره می فروشند!

موقع انتخاب شغل از خودت سوال کن این همون چیزیه که فکر میکنم می تونم توش موفق بشم؟ اگه توی جواب مردد هستی یعنی با خدت رو راست نیستی و داری چیزی رو از خودت مخفی می کنی. ترس از انتخاب شغل اشتباه خیلی بیشتر از ریسک های شغلی به افراد و آینده افراد آسیب میزنه. این آسیب شاید مخفی باشه ولی هست و ندیدنش پاک کردن صورت مسئله است.

مگه میشه؟ بله میشه صد در صد هم میشه  برگردین به دوران مدرسه و دبیرستان به نظرتون ما چند درصدمون از روی منطق و اصولی انتخاب رشته کردیم؟ من بهتون میگم , تو اون زمان اصول و منطق جزو کم اهمیت ترین دلایل انتخاب رشته دانشگاهی برای ما بوده .

فکر نمی کنیم رشتتون رو برای این انتخاب کردین که همه دوستاتون اون رو انتخاب کردن؟ فکر نمی کنین رشتتون رو برای این انتخاب کردین که هم معدل های شما این رشته رو انتخاب می کردن؟ فکر نمی کنین رشتتون رو برای این انتخاب کردین که پولدارها تو این رشته درس خونده بودن؟(اصلا مخالف تاثیر درآمد در انتخاب نیستم ولی اون دیگه از دلایله انتخاب شغل طلایی هستش نه دلیل اصلی انتخاب شغل😐)

شما اگه جزو این دسته ها بودین , شغلتون رو انتخاب نکردین, رشته دانشگاهیتون رو انتخاب نکردین, کپی کردین! همیشه یادتون باشه یه کپی کار تو هر شرایطی و تو بهترین وضعیت فقط می تونه یه نفر دوم خوب بشه نه بیشتر, نفر دومی که تصمیماتش رو دیگه خودش نمیگیره فر اول میگیره.

میرسی به انتخاب رشته , می خوای انتخاب رشته کنی , یه نگاه به دور و بریا میندازی , اها داداشم عمران خونده , فکر کنم باحال باشه , میری عمران فارغ التحصیل شدی و کار پیدا نمی کنی, می خوای خودت یه کاری راه بندازی , یه نگاه به دور و بریا میندازی , آها پسر عموم مانتوفروشی داره وضعش خوبه , میری مانتو فروشی میزنی این یعنی انتخاب نزدیک ترین شغل ممکن و دم دست از کجا معلوم مثلا تو خبرنگاری موفق تر نباشی؟  یکی که یه همچین تصمیم مشابهی گرفته ازش این سوال رو پرسیدم , گفت همیشه میگن اول انتخاب بهترین انتخابه 🤐 ولی به نظرم باید اینو می گفت اولین انتخاب راحترین انتخابه نه بهترین….

تقریبا مثل بالاست ولی لزوما نزدیکترین نیست . مخصوص دوستان تنبل … این عکس رو هم میزارم برای کسایی که میگین اینجور آدم هم هست مگه , هست . اینم عبارتی که تو گوگل سرچ کردن 

انتخاب شغل پردرآمد هم یکی از روش های انتخاب شغل هستش . همیشه قرار گرفتن تو موقعیت های خوب , شانس موفقیت رو بیشتر می کنه این رو واقعا خودم قبول دارم .

ولی خاطرتون باشه فقط شانس موفقیت رو بیشتر می کنه و در کنارش ریسک انتخاب شغل مناسب رو هم زیادتر می کنه.  می خوام بگم پریدن یهوی وسط دعوا اونم با دست خالی هم ممکنه قهرمانت کنه و ممکنه پای چشتون رو سیاه کنه که البته گزینه دوم محتمل تره اما پریدن وسط دعوا با استراتژی , حتی با دست خالی هم شانس قهرمان شدنت رو خیلی خیلی بالا میبره.

پس انتخاب شغل پردرآمد اگه با درنظر گرفتن داشته هات باشه اصلا هم بد نیست ولی در غیر این صورت به هیچ وجه توصیه نمیشه. پول بهترین اسلحه دنیاست برای از بین بردن بدی ها , سختی ها و مشکلات ولی بعد از 50 سالگی متوجه میشی که همه چیز نیست.

یکی دیگر از نکات مهم در انتخاب شغل که باید به آن توجه کنید این است که موفقیت شغلی هر شخص با موفقیت دیگران لزوما یکسان نیست.به دو دلیل:

حالا اینا یعنی چی؟ خب ببینید همه فوتبالیست های دنیا که هدفشون رونالدو شدن نیست. خیلی ها مسی رو دوست دارن , خیلی ها ابراهیموویچ رو دوست دارن, خیلی ها علی دایی اسطوره و هدف فوتبالیشون می دونن و بعضی ها مهدی طارمی و بعضی ها هم شاید اگه بهترین بازیکن تیمش تو دسته دو بشن براشون بهترین موفقیت معنی کنه.

اینجاست که باید بدونیم ,  موفقیت که یه مفهوم واحد برای هممون داره می تونه هم اندازه متفاوتی برای افراد مختلف داشته باشه و هم نتایج متفاوتی , پس خیلی مهمه که تو انتخاب شغل خیلی دقیق به این سوال جواب بدین که تعریف شما از موفقیت دقیقا چیه؟

و بعد اون که به تعریف درستی از چیزی که میخوای رسیدی باید ببینید با این ابزاری که دارین تو زمان مناسبی به هدفت می تونی برسی؟ من با پای پیاده شاید سالها طول بکشه برسم به پاریس و ایفل رو ببینم یا اگه هدفم دیدن ونکوور کانادا باشه اصلا با پای پیاده امکان رفتنم به کانادا وجود نداره چون اقیانوس رو جلوی روم دارم.

حتی اگه رسیدی هم در کار باشه , آیا  مثلا 40 سالگی که بهش میرسی که دیگه پایان دوران حرفه ای فوتباله بهترین بازیکن تیمت شدن برای موفقیت خوبی به حساب میاد یا نه ؟ آیا تو 60 سالگی دیدن برج ایفل برات یه موفقیته؟

اینجاست که میرسیم به گزینه دوم یعنی( فاصله شما تا هدف )  یه سردرگمی در انتخاب شغل اینه که اصلا من می تونم مثل بقیه موفق بشم؟ جواب اینه تو قرار نیست مثل بقیه بشی تو باید با توجه به داشته های خودت موفق بشی , اهداف شغلی بزرگ و غیرمنطقی شانس موفقیت رو پایین میاره و اهداف شغلی خیلی کوچیک فرصت موفقیت های بزرگتری که می تونستید داشته باشین رو ازتون میگیره. پس بهترین راه , رفتن سراغ بهترین انتخاب شغلی متناسب با خودتون هست.

آیا موفقیت ما همش به انتخاب شغل مناسب و درست خلاصه میشه؟ نه اصلا به نظرتون من با پای پیاده زودتر از کرج به تهران میرسم یا با ماشین؟

به نظرتون من از کرج زودتر به تهران میرسم یا از شمال؟

به نظرتون من اگه اهل آبادان باشم و تا بحال کرج رو ندیده باشم زودتر از کرج به تهران میرسم یا اگه اهل کرج باشم؟  

خب این موضوعات چه ربطی به انتخاب شغل یا انتخاب رشته داره؟ جواب اینه که ما در هنگام انتخاب شغل باید با درک درستی از شرایط و داشته هامون داشته باشیم و بعد اون اقدام به انتخاب شغل کنیم.

ساده تر بخوام بگم اینه منطقی باشیم و با خودمون صادق باشیم. اون چیزی که واقعا هستیم رو کشفش کنیم ( نه اون چیزی که دوست داریم باشیم )و با توجه به اون بهترین تصمیم رو بگیریم .

به طور مثال بیاید با یه مثال ادامه بدیم, فکر کنم خیلی هاتون احد عظیم زاده رو باید بشناسید.احد عظیم زاده یکی از بزرگ ترین کارآفرینان ایرانی در زمینه تولید و صادرات فرش در ایران است.

مسلما ایشون انسان موفق و توانمندی در حوزه و کسب و کار خودشون هستند و ما می خوایم ایشون رو به عنوان یه هدف یا الگو در نظر بگیریم. پس اگه یه شخص موفق شدن رو رسیدن به جایگاه ایشون (برترین تولیدکننده و صادرکننده فرش دستباف ) بدونه , یه همچین مسیر جلوی اون قرار داره.

اگه این شخص فارغ التحصیل نساجی باشه و سر رشته ای تو تولید فرش هم داشته باشه , جایگاهش اینجاست.

و اگه یه دانشجوی نساجی باشه و هنوز هم هیچ سابقه تولیدی نداشته باشه جایگاهش اینجاست.     و اگه کلا بی سواد باشه و هیچ دانشی هم در مورد فرش نداشته باشه اینجاست.      یه نکته ای که باید توجه کنید اینه که این بررسی فقط از جنبه دانش این فرد بوده , مسلما عوامل زیادی در موفقیت دخیل هستند که نمیشه تک تک بیان کرد. حالا اگه تا بحال زندگی احد عظیم زاده  رو خونده یا شنیده باشید . متوجه میشید که ایشون نه سواد داشته , نه پول داشته , نه پارتی داشته و نه خیلی چیزهای دیگه , پس چطور از همه جلو زده و شده برترین تولیدکننده؟ 

اینجا میرسیم به چیزهای مثل سرعت پیشرفت شما , پتانسیل شما و کلی چیز دیگه

ما تو پاراگراف بالا درباره فاصله افراد تا یه هدف صحبت کردیم ولی برای رسیدن فقط فاصله مهم نیست سرعت هم مهمه.حالا سرعت چیه؟  سرعت همون سرعت پیشرفت شغلی هستش, زمانی که یک فرد یک شغل رو انتخاب میکنه و تو اون به موفقیت میرسه.

یه فرمول ساده هم داره: سرعت= فاصله * زمان  که برای اینجا اینطوری بیشتر معنی پیدا می کنه: سرعت= پیشرفت*استقامت یعنی چی ؟ یعنی اینکه سرعت پیشرفت یه فرد بستگی به توانایی پیشرفت اون داره در میزان استمراری که تو اون مسیر داره.

این دقیقا چیزیه که نمونه بارزش در احد عظیم زاده وجود داشته , انگیزه و علاقه و هوش و استمرار و شاید کلی چیز دیگه که باعث  پیشی گرفتن ایشون از رقبا و موفقیتشون شده.

میزان پیشرفت برای هر فرد به چند تا موضوع می تونه بستگی داشته باشه

اول اینکه وقتی تو یه حوزه تازه کاری نمیشه که مثل یه شغل با تجربه سرعت داشته باشی چون اون شخص خیلی بیشتر از تو تجربه و دانش تو اون شغل داره پس این یه عامل مهمه دوم شیوه فعالیت شما یا نوع کار کردنتون, مثلا اینکه روزانه 8 ساعت دوس داری کار کنی یا 12 ساعت , یا اینکه درکت بالاست و مفید کار می کنی یا اینکه زمان مرده زیادی تو کار ایجاد می کنی و …

سوم استعداد شما که مربوط به توانایی های هستش که داری میشه, دیدید بعضیها برای اولین بار یه کاری رو انجام میدن ولی نگاشون میکنی انگاری ده ساله این کاره است . این مربوط به استعداد فرد میشه این که چقدر با این شغل سازگاره و توانایی هاش چقدر با این شغل درگیر میشه.

اینکه یه کاری رو تا کی ادامش میده استقامتت رو تو اون مسیر نشون میده . خیلی ساده است دلیل خیلی از شکست شغلی ها عدم استمرار تو اون شغله, یعنی شخص بعد چند ماه فعالیت مردد میشه, مائوس میشه و احساس می کنه که تو انتخاب شغل اشتباه کرده و ولش می کنه. پس مسلما اینکه چقدر میتونی رو هدفت پافشاری کنی دقیقا به شما نشون میده که تا کجا میتونی جلو بری.

مسلما برای شما شغل خوب و بهترین انتخاب شغل شغلی هستش که تو اون بیشترین سرعت رو داشته باشین و این اتفاق نمی افته مگر اینکه بری سراغ دنیای درون و نقاط قوت خودت,  تا بتونی تو بهترین مسیر قرار بگیری.

فارغ از تمام دغدغه های هممون که نسبت به سنمون و جایگاه و موقعیتمون تو این جامعه یعنی ایران داریم. ما با انتخاب شغل روند زندگیمون رو انتخاب می کنیم .موقعیتمون تو آینده روبرنامه ریزی می کنیم .شب و روزمون و اوقات فراغت و مشغولیمون رو تعیین می کنیم.

آدم های دور و بر و خوشی ها و نا خوشی ها و خنده ها و عصبانیت ها رو تعریف می کنیم. پول زیاد خوبه ولی باور کنید تمام پول های دنیا وقتی به یه دندون درد ساده برخورد می کنیم بی اهمیته , این تجربه ای که ما آدم ها با زندگی کردن بهش میرسیم .یاد دادنی و  یاد گرفتنی نیست. یاد این مصاحبه ماندگار از حامد بهداد افتادم , که حال این لحظه ام رو توصیف می کنه.

پس درک کنید شما با انتخاب شغلتون فقط پول تو جیبتون رو انتخاب نمی کنید , شما لذت رو انتخاب می کنید ,  شما زندگیتون رو انتخاب می کنید , چه اهمیتی داره بقیه چه انتخابی کردن و چطوری انتخاب می کنن .

شما باید با خودت رو  راست باشی , با اون چیزی که هستی رو راست باشی ,  با اون چیزهای که داری رو راست باشی. نگاه کردن به انتخاب شغل از این عینک یعنی کنار گذشتن تمام چیزهای که تا الان ممکنه شنیده باشین یعنی سقوط در مقابل تمام باورهای جامعه ولی واقعا مهمه؟ زندگی شما زمانی رنگ لذت رو به خودش میگیره که از درون باورهای بیاد که فقط واسه خود خودته این ویدئو رو ببین:

همه ما فرصت یک بار زندگی کردن رو داریم پس باید به بهترین شکل ممکن اون رو زندگی کنیم. شما تصمیم میگیرید…   امیدوارم این مطالب بهت کمک کرده باشه تا بتونی با درک بهتری از انتخاب شغل , شغل مناسب خودت رو پیدا کنی.

من سال‌های زیادی از عمرم رو به خاطر انتخاب شغلی نادرست از دست دادم و تمام تلاشم اینه که این اتفاق برای شما نیوفته و بهترین انتخاب شغلی رو داشته باشید اون هم متناسب باعلاقه , شخصیت  , استعداد , نیاز بازار , مهارت تخصص و تمام داشته‌های شما اگه تو این مسیر مرددی و هنوز کلی سوال جواب داده نشده داری , من یه دوره دارم به اسم انتخاب شغل طلایی, توی اون تمام راه حل های که از جاهای مختلف شنیدم رو بررسی کردم ودر آخر از یه فرمول طلایی رونمایی کردم که می تونه فوق العاده برات مفید باشه. 

اگه تمایل داری تو این دوره غیرحضوری شرکت کنی , همین الان دکمه زیر رو کلیک کن و تو اون شرکت کن.

        منبع: cutt  reblandly solo  plink

انشا شغل آینده + 6 انشای زیبا با موضوع شغل و کار آینده

یکی از موضوعات خوب برای نوشتن انشا، انشا در مورد شغل آینده است و به همین جهت در ادامه 6 انشاء زیبا در مورد شغل و کار آینده را آماده کرده ایم. انشا درباره

انشا شغل آینده + 6 انشای زیبا با موضوع شغل و کار آینده

یکی از موضوعات خوب برای نوشتن انشا، انشا در مورد شغل آینده است و به همین جهت در ادامه 6 انشاء زیبا در مورد شغل و کار آینده را آماده کرده ایم.

اگر این سوال را مدتی قبل از من می پرسیدند می گفتم دوست دارم پزشک شوم و سعی کنم با علم و تحقیق درمان بسیاری از بیماری های سخت مانند سرطان را کشف کنم از سوی دیگر یک دکتر درآمد عالی دارد اما بعدها متوجه شدم روحیه من به درد پزشکی نمی خورد، یک پزشک با خون، بریدن گوشت بدن و هزاران چیزی سروکار دارد که من حتی با فکر کردن به آن ها حال بدی پیدا می کنم.

به همین دلیل مجبور شدم کشف درمان بیماری های سخت را به دوستانم محول کنم و البته قید آن همه پول و درآمد عالی را هم بزنم!

مادرم از زمان کودکی من دوست داشت من آموزگار شوم. او همیشه می گفت معلمی شغل خوبی است زیرا علاوه بر خدمت به مردم از نظر بسیاری چیزها ایده آل است، شرایط خوبی دارد، تعطیلات تابستان دارد و کارمند دولت می شوم. به قول مادرم معلمی شغلی است که می توانی دنیا و آخرتت را یک جا بخری!

با صحبت های مادرم موافقم، شغل معلمی یکی از بهترین شغل های دنیاست اما برخلاف ظاهر آن که مادرم برداشت کرده است به نظر من یکی از سخت ترین شغل های دنیا هم می باشد.

اگر بخواهی معلم واقعی باشی و با عشق و علاقه درس بدهی باید صبر و از خودگذشتگی زیادی داشته باشی تا بتوانی دانش آموزان را به سوی جهانی روشن هدایت کنی اما من این خصوصیت فوق العاده را در خودم نمی بینم و فکر نمی کنم بتوانم معلم خوبی شوم.

به تازگی در ذهنم جرقه هایی دیگر زده شده، دوست دارم طراح لباس شوم. دلم می خواهد زیباترین طرح ها را به تن آدم ها بزنم و به نظرم کار جالب و هیجان انگیزی است این که نمایی تازه تر به ظاهر آدم ها ببخشم.

طراحی لباس کاری خلاقانه است که نیاز به ذوق و سلیقه فراوانی دارد، فکرش را بکنید اندام انسان ها تقریبا یکسان است و فرمول واضحی دارد، اگرچه مثلا سایز آن ها با هم متفاوت است اما شکل همه آن ها یکی است، همه دست و پا و سر و تنه و … دارند و یک طراح لباس می توان به این فرم ثابت هزاران ظاهر متفاوت ببخشد.

من احساس می کنم عاشق این کار هستم و دلم می خواهد نماهای تازه تر و متفاوت تری به انسان ها ببخشم، هزاران مدل زیبا با هزاران رنگ زیبا. این خیلی جذاب است و من می خواهم یک دنیا طرح زیبا به مردمم هدیه کنم.

من دلم می خواهد وقتی بزرگ شدم معلم شوم. معلمی بهترین شغل دنیاست و البته زحمت و سختی زیادی هم دارد چون من می خواهم یک معلم نمونه باشم.

معلم مانند یک پیامبر است، علمی دارد که با آن چشم آدم ها را بینا می کند و کسی که بی سواد است مثل آدم کوری است که جایی را نمی بیند بنابراین من می خواهم چشم های کور آدم ها را درمان کنم و جهانی زیباتر را به آن ها نشان دهم، کارهای خوب یادشان بدهم و کمک شان کنم از کارهای بد دست بکشند.

یک معلم نمونه فقط خواندن و نوشتن یاد نمی دهد، او راه و رسم درست زندگی کردن را یاد می دهد. من دوست دارم به دانش آموزان طوری درس بدهم که از درس خواندن لذت ببرند و عاشق درس و مدرسه باشند.

معلمی شغلی است که می توانیم با آن به کشورمان بزرگ ترین خدمت را بکنیم. معلم می تواند انسان های بزرگی تربیت کند.

بعضی وقت ها فکر می کنم معلم می تواند دنیا را تغییر دهد و می تواند جامعه خوبی بسازد. اگر معلم شوم می خواهم یک معلم واقعی باشم، از آن معلم هایی که انسان می سازند.

بعد از پدر و مادر مهم ترین شخص در زندگی همه ما معلم است و تاثیر زیادی در آینده ما دارد. من می خواهم یک معلم باشم تا دنیا را تغییر دهم.

مقدمه :  قلم را در دست میگیرم و در مورد شغل فوتبالیست بودن انشا مینویسم .

من آرزو دارم در اینده فوتبالیست شوم البته میدانم خیلی از پسرها و دختر ها دوست دارند در آینده فوتبالیست شوند

چون فوتبالیست های بزرگ خیلی مشهور و پولدار و محبوب هستند .

همه فوتبالیست های خوب را دوست دارند وانها را تشویق میکنند و دوست دارند با آنها عکس بگیرند

حتی مادر ها وقتی فوتبالیست ها ی ایرانی دارند بازی میکنند برای آنها دعا میکنند

اما من فوتبال را به خاطر هیجان و لذتی که دارد دوست دارم . چون بهترین تفریحی که تا حالا تجربه کرده ام فوتبال است .

من هیچ وقت از فوتبال بازی کردن خسته نمیشوم و به نظر دوستان و مربی ام من خیلی در فوتبال با استعداد هستم .

البته استعداد در فوتبال کافی نیست و باید سعی و تلاش زیادی کرد و هیچ وقت خسته نشد

با تلاش زیاد و پشتکار میتوان فوتبالیست خوب و مطرحی شد و حتی به تیم ملی رفت.

من آرزوی میکنم روزی انقدر فوتبالیست قوی باشم که وارد تیم ملی شوم و با گل زنی برای کشورم افتخار کسب کنم

و همه مردم و پدر و مادرم را خوشحال کنم .

نتیجه گیری : انسان در هر کاری میتواند برای خانواده و کشور خود مفید باشد اما من دوست دارم تلاش کنم که فوتبالیست خوب و مطرحی در ایران باشم و به موفقیت های زیادی برسم و در تیم های خوب بازی کنم.

فال تاروت روزانه یکشنبه 15 آبان (فال امروز، فردا و پیشگویی…

فال ابجد امروز یکشنبه 15 آبان و نحوه محاسبه ابجد کبیر و صغیر…

انشا شغل آینده

مقدمه : قلم را در دست میگیرم و در مورد شغل خلبانی انشا مینویسم .

من عاشق پرواز هستم و فکر میکنم دوست دارم در اینده خلبان شوم تا بتوانم در آسمان پرواز کنم .

به نظرم پرواز کردن با هواپیما شغل بسیار هیجان انگیز و جالبی است و انسان هیچ وقت از این کار خسته نمیشود.

خلبان ها اگر جنگ شود باید با هواپیما های جنگی به کمک ارتش و سپاه با دشمنان بجنگند

مثل شهید بابایی و شهید دوران که خلبان بودند و در جنگ شهید شدند

من هم دوست دارم خلبان هواپیمای مسافر بری یا هواپیمای جنگی شوم و برای کشورم مفید تر باشم .

یکی از چیزهایی که من در خلبانی دوست دارم این است که به کشور های مختلف سفر میکنم و با مردم کشور های مختلف آشنا میشوم و جاهای قشنگی که در کره زمین وجود دارد می بینم.

البته من میدانم خلبانی شغل خطرناکی است و ممکن است هواپیما سقوط کند بخصوص خلبان هواپیمای جنگی کار خطرناکی دارد . اما با وجود این من باز هم خلبانی را دوست دارم.

امیدوارم بتوانم خوب درس بخوانم و تلاش زیادی کنم تا موفق شوم یک خلبان خوب و شجاع برای کشورم باشم.

مقدمه : شاید رشته های مهندسی برای خیلی از دانش آموزان آشنا نباشد من امروز میخواهم در مورد کاربرد های رشته های مهندسی و اهمیت آنها با شما صحبت کنم و بگویم چرا دوست دارم در آینده مهندس شوم ؟

خیلی از ما دوست داریم در کودکی معلم یا پزشک یا خلبان یا فوتبالیست و بازیگر شویم ولی من میخواهم با شما در مورد رشته مهندسی صحبت کنم. تا جایی که من میدانم تخصص در هر رشته فنی را مهندسی میگویند ، مثلا مهندس عمران ، مهندس ساختمان ، مهندس برق ، مهندس مکانیک ، مهندس معدن ، مهندس نفت ، مهندس کشاورزی و مهندس راه سازی ، مهندس ماشین آلات ، مهندس متالوژی و ….

تصور کنید اگر این مهندسان نبودند چه اتفاقی می افتاد ، مثلا اگر مهندس های عمران و ساختمان نبودند همه ساختمان ها غیر استاندارد و اشتباهی ساخته میشد یا اگر مهندس راه نبود نمیتوانستیم این همه راه بین شهر ها و روستاها بکشیم یا مهندس کشاورزی به کشاورز ها کمک میکند به صورت علمی کشاورزی کنند و زمین را به صورت علمی آبیاری کنند تا در مصرف آب صرفه جویی شود یا مهندس برق که در همه رشته ها در کارهای برقی کمک میکند یا مهندس معدن که کمک میکند فلزات و مواد معدنی را استخراج کنیم یا مهندس نفت در استخراج و تبدیل نفت به بنزین و وسایل مفید تخصص دارد .یا مهندس مکانیک در تعمیر ماشین ها و ماشین آلات صنعتی توانایی دارد.

حالا تصور کنید اگر این افراد متخصص نبودند ما بیشتر کارها ناتوان میشدیم. پس نتیجه میگیریم کار مهندسان خیلی سخت و با اهمیت است . البته مهندس ها باید سعی کنند خوب درس بخوانند و مهارت کافی کسب کنند تا کارهایی که در آینده به عهده آنها قرار داده میشود درست انجام دهند چون کارهای آنها روی زندگی مردم اثر دارد .

من چون کار های فنی را دوست دارم میخواهم در آینده مهندس شوم تا برای کشور و مردم مفید باشم.

در زندگی هر کدام از ما یافتن شغل قطعا تصمیم بسیار مهم و سختی است که اگر به درستی انجام نشود دچار مشکلات زیادی می شویم و قطعا مابقی زندگی مان و همین طور آینده را به صورت ویژه ای تحت تاثیر قرار می دهد، هر چه با دقت بیشتری این کار را انجام دهیم اوضاع به نفع ما و خانواده مان خواهد بود، تصمیم درست اتفاقی است مابین هوش و همین طور بررسی علاقه فردی یک شخص.

شما وقتی که سنتان بیشتر می شود و تحصیل را به پایان می رسانید باید خود را برای انتخاب شغل آماده کنید، تفاوتی ندارد که دختر هستید و یا پسر. اگر هدفمند پیش بروید می توانید پس از تحصیل کسب و کاری را راه اندازی کرده و از همیشه موفق تر شوید. از مهندسی، پزشکی، کفاشی، معماری، قنادی گرفته تا عکاسی، خیاطی و هنر، می توانند گزینه های مناسب بسته به سلیقه و انتخاب شخص باشند.

در صورتی که قصد شما تنها پولدار شدن است، انتخاب های محدوی دارید، البته اگر در هر رشته ای با عشق و علاقه به کار خودتان ادامه دهید قطعا موفق خواهید بود، اما مسئله اینجاست که سخت است در برخی از رشته ها و مشاغل به چیزی که می خواهیم در مدت کم رسیدن.

این همان تفاوت است، اما باید بررسی کنید که شما در بین دروس خود به چه موضوعی بیش از هر چیزی علاقه مند هستید، می تواند تاریخ باشد، شما می توانید یک پژوهشگر و محقق در زمینه تاریخ باشید و این قطعا گزینه عالی برای شما خواهد بود.

در زندگی هر انسانی قطعا تحصیل و انتخاب شغل می تواند بسیار مهم باشد، در واقع با توجه علاقه هر کس به شغلی خاص می تواند مسیر او را موفق تر کند و باعث شود که در زمینه های مختلف بتواند برای خود کسب درآمد کند. کسب درآمد قطعا از بخشی دیگر در زندگی شما اهمیت ویژه ای خواهد داشت، وقتی مستقل می شوید و زندگی تان از خانواده جدا خواهد شد، به خوبی اهمیت کسب درآمد را حس می کنید.

انشا با موضوع رودخانه + چند موضوع انشا زیبا در مورد رودخانه و گذر رود برای پایه…

انشا با موضوع طبیعت + 4 انشا زیبای کوتاه و بلند برای پایه تحصیلی دبیرستان

انشا در مورد ایران وطنم + تحقیق مقاله در مورد کشور ایران برای دانش آموزان

انشا در مورد سلامت + چند موضوع انشا در مورد تندرستی و حفظ سلامتی

انشا در مورد خانه + 5 انشا زیبای کوتاه و بلند ادبی با موضوع خانه

انشا با موضوع دریا + 10 انشای زیبای ادبی در مورد دریا و زیبایی هایش

برای آینده خود چه شغلی را در نظر گرفته اید دلایل شما برای انتخاب این شغل چیست

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا